غم رفتنت برامون سخت بود
سلاممممم دوستای عزیزم
این پست یه خورده شاید ناراحت کننده باشه . اصلا حال روحی خوبی ندارم ولی خودم اینقدر قوی هستم که بتونم از پس این مسئله ناراحت کننده بر بیام .
دیروز شبنم عزیزم از دوستای خوب نی نی وبلاگیم بهم اس مس داد که گفت فرشتمون اسمونی شد . واییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدای من اون لحظه داشتم میمردم . نمیتونستم تصور کنم که گلشید نازمون دیگه بینمون نیست هر کاری کردم نتونستم باهاش تماس بگیرم چون خیلی حالم بد بود تا اینکه شب رفتم وبلاگش همین که عکسش رو دیدم دیگه دست خودم نبود همینطور گریه میکردم رادوین هم داشت با هام همدردی میکرد و به گریه افتاد ارومش کردم و بغلش کردم بردمش تو اتاقش با وسایلش بازی کنه و من هم با شبنم عزیزم تماس گرفتم ولی واقعا نمیدونستم چی بگم . واقعا سخت بود کاشکی پیشش بودم و میتونستم برم پیشش . . شبنم عزیزم بهت تسلیت میگم . زندگی با همه شیرینی های که داره خیلی سخته . از دیشب نتونستم بخوابم . اخه گلشید جونم چرا مامانت رو تنها گذاشتی . 















































































































غم رفتنت برامون سخت بود 


